|
|
|||||||||||
|
|||||||||||
| |||||||||||
دی 13 1387
نرم افزار WallPaper Changer سلام امروز می خوام یکی از برنامه هایی که خودم تازه نوشتم را اینجا معرفی کنم تا دوستان این نرم افزار را تست کنند و نقطه نظراتشان را اعلام کنند. کاری که این برنامه می کند این که تصویر(عکس) پشت دستکاپ ویندوز یا بعبارتی WallPaper را عوض میکند. این نرم افزار برای کار به حداقل Microsoft.NET Framework 2.0 احتیاج دارد لذا قبل از نصب برنامه WallPaper Changer باید Framework 2.0 یا ورژن بالاتر روی کامپیوتر شما نصب شده باشد تا این نرم افزار روی کامپیوتر نصب شود. این برنامه را من به زبان سی شارپ (#C) نوشتم و با کمک از توابع داخلی ویندوز کار خود را انجام می دهد ، به علت اینکه از تصاویر گرافیکی زیاد استفاده کردم شکل و شمایل برنامه کمی از حالت برنامه های استاندارد ویندوزی خارج شده است و کمی حجم برنامه زیاد شده ولی در عوض شکل و قیافه قشنگ و دل نشینی پیدا کرده. همچنین چون هدف از نوشتن این نرم افزار آموزش و یاد گرفتن خودم بود ، کلی مطلب در زبان سی شارپ (#C) آموختم لذا هر کس از دوستان اگر سورس اصلی برنامه در زبان سی شارپ را خواست در قسمت نظرات یا با ایمیل اعلام کند تا برایش بفرستم. به امید آموختن بیشتر و زندگی راحتر.
آذر 27 1387
Bury me with my cell phone ترجمه اکبر شیخ زاده-تورنتو ، منبع: MSnbc.com ...... صدها سال پیش مرده ها را با ابزارها، کاسه کوزه ها و جواهرات و هدایائی که ( احتمالا برای خدایان ) همراه با مرده گان در داخل قبر نهاده می شدند دفن می کردند . در قرن نوردهم هم در بعضی کشورها یک زنگوله همراه با مرده ها دفن می کردند که اگر بعدها بهوش آمد بتواند با بصدا درآوردنش خود را نجات دهد. امروزه و از 5-6 سال پیش ابتدا در انگلیس، استرالیا و آفریقای جنوبی و یعدها در امریکا مد شده که مرده های (بیشتر زیر 40 ساله) را با تلفن موبایل یا آی پاد یا گیم باکس یا گوشی بلوتوت و بلک بری مورد علاقه شان دفن می کنند. بعضی ها موبایل متوفی را به بدنه بیرونی تابوت نصب کرده و بهنگام دفنش حضار و دوستان و اقوامش با گرفتن شماره موبایلش آن موبایل را بصدا در آورده و به پیامگیرش گوش میدهند. حتی همسر یک وکیل معروف در امریکا باتری موبایل شوهر فوت شده اش را قبل از دفنش شارژ کرده و حاضر شده که تا سالها یعد هم آن موبایل همچنان وصل و اکتیو باشد و قبض ماهانه اش را بپردازد و تا زمانیکه شارژ باتری موبایل تمام نشده بارها به مرده زنگ زده و به پیغامگیرش (آخرین صدای شوهرش) گوش کند. حتی شماره موبایل شوهرش را روی سنگ قبرش حک کرده تا دوستان و اقوامش بتوانند همیشه به آن موبایل زنگ زده و به پیامگیرش گوش کنند. در موردی دیگر خانواده یک جوان که فوت کرده بود موبایلش را هنگام دفن روی تابوتش نهاده بودند و چون دوستان فراوانی داشت موبایلش دایما زنگ میزد و تلفن کننده ها که میدانستند او فوت کرده برایش در پیامگیر پیغام می گذاشتند. آنقدر زنگ خورد که مجبور شدند صدایش را خاموش کنند اما لامپ پیامگیرش همچنان فلش می زد. کارکنان قبرستانها هم بدشان نمی آید که درخواستهای جالب یا عجیب را، البته بعد از دریافت دستمزد ویژه ، اطاعت و اجرا کنند. البته فقط یک کار نمی کنند: اگر بنا به وصیت متوفی باید جنازه اش را بسوزانند موبایل یا آی پاد یا گیم باکس یا گوشی بلوتوتش را مخصوصا اگر باتری داشته باشد نمی سوزانند چرا که احتمال انفجار باتری وجود دارد. و مشکل محیط زیستی دیگری هم هست: اگر میلیونها نفر چنین درخواستی داشته باشند خطر آلودگی منابع آبی و خاکی زیر زمینی وجود داره ، بهمین دلیل است که کمپانی های موبایل ساز Sony Ericsson, Nokia و LG در حال ساخت موبایلها و ابزارهای الکترونیکی به اصطلاح سبز ( غیر آلاینده و زود حل شونده ) هستند. اینکه چرا مردم چنین درخواست و وصیتی می کنند دلایل مختلفی دارد: مردم معمولا به یک ابزار یا وسایلی علاقمندند و دوست دارند با آن به آخرت بروند یا از طریق آن بخاطر آورده شوند. دلیل دیگرش اینه که دوستان اقوام و خانواده اش دوست دارند که او دلخوشی اش را برای همیشه با خود داشته باشد تا روحش شاد و اسوده باشد. یک دلیل هم اینست که ابزار و موبایل و غیره برای خیلیها نشانگر شخصیت و ویژگی های فردی و خاص اوست و دوست دارد برای همیشه با خود همراه ببرد یا به آنصورت در خاطره ها بماند. برای برخی هم شاید به این دلیل باشد که می ترسند زنده به گور شوند و همراه بردن موبایل به گور، حداقل برای مدتی که شارژ باتری اش تمام نشده، به منزله آخرین شانس انها برای دریافت کمک و زنده ماندن است. مثلا بعضی ها هم iPod فرد مرده را که پر از آهنگهای مورد علاقه اش بوده روی تابوتش نصب می کنند تا هنگام خاکسپاری دایما به آنها گوش کنند و روحش را شاد کنند. اینرا میتوان نوعی ادامه ارتباط با شخص مرده دانست. دوستان و اقوام کسانیکه دایما در طول شبانه روز در حال استفاده از موبایل هستند هم بهنگام مردنش یکنوع رینگ پارتی برایش راه می اندازند به اینصورت که هنگام دفنش عمدا با شماره گیری موبایلش (که به تابوتش نصب شده و با تابوت در حال زیر خاک رفتن است) سروصدای رینگتونی ایجاد کرده و خاطره اش را اینگونه گرامی میدارند( RIP - Rest In Peace ) ....
آذر 19 1387
پیش بینی یک آینده نگر معروف آلمانی: آفلاین بودن مد خواهد شد
تب اینترنت و آنلاین بودن هم بتدریج در حال سرد شدن است و تعداد فزاینده ای از مردم به این نتیجه این را آقای ماتیاس هورکس Matthias Horx موسس انستیتوی آینده "Future Institute" در فرانکفورت آلمان می گوید. وب سایت او www.horx.com است. رستورانها و کافه ها بتدریج از ورود موبایل و لپ تاپ به سالن هایشان جلوگیری می کنند. بیزینس های زیادی اینروزها حداقل یک روز کاری در هفته را (جمعه ها) بعنوان روز بدون ایمیل eMail-free-day نامگذاری کرده و سیستم ایمیل شرکت را مسدود کرده و کارکنان را تشویق به گردهمایی دوستانه و صرف چای یا قهوه و گپ زدن با یکدیگر می کنند تا فضا و روابط اجتماعی و دوستانه واقعی حفظ شود. آفلاین بودن از سال 2009 میلادی به بعد بر آنلاین بودن ترجیح داده خواهد شد. بسیاری از بانکها هم بتدریح جوایز و مشوق های مالی برای جلب مشتری را کنار گذاشته و هدایای هنری، ادبی و فرهنگی را به مشتریان ثروتمندشان ارایه میدهند . این روند رو به توسعه باعث ایجاد کلوپ های اجتماعی فراوانی خواهد شد. فعلا در صنعت توریسم مسافران با خاموش کردن لپ تاپ و کامپیوترها یشان در هتلها گردهم می آیند و در باره مسایل مورد علاقه شان بحث می کنند. قبلا هم چنین کلوپ ها و گرایشهای اجتماعی در فرهنگ غذاخوری (گرایش به خوراکیهای ارگانیک) و علاقه به حفظ محیط زیست و حنبش سبز گرایی ایحاد شدند و بسیار مورد توحه قرار گرفته. مردم دیگر نمی خواهند فقط یک کد یا شماره یا chat name باشند بلکه ترحیج میدهند که یک کاراکتر و شخصیت واقعی و با استایل ویژه آنهم در اجتماع جقیقی باشند. والدین مشارکت بیشتری در امور مدارس و امور خیریه دارند و کلوپ های مردمی واقعی (در مقایسه با حضور مجازی در اینترنت) بتدریج بیشتر شده اند. خلاقیت و اجتماع گرایی و کاهش زمان استفاده از اینترنت و افزایش زمان آفلاین بودن بتدریچ بیشتر خواهد شد. البته این یک پروسه آهسته اما رو به افزایش است... ترجمه اکبر شیخ زاده - تورنتو ، منبع: earthtimes.org
مهر 22 1387
مهمترین فاکتورهای ایجاد شعبه یک شرکت خارجی در کانادا اطلاعات ارائه شده درینجا صرفا جنبه اطلاعات عمومی داشته و مشاوره حقوقی محسوب نمیشوند. .. نوشته اکبر شیخ زاده-تورنتو برای فارستک ... البته اینگونه مطالب ربطی به تکنولوژی نداره اما شاید برای علاقمندان جالب و مفید باشه. در جدیدترین بررسی که در سال 2008 موسسه مطالعاتی KPMG در باره مقایسه مالیاتهای بیزینس های 35 بزرگشهر ( شهرهای بالای 2 میلیون جمعیت) در 17 صنعت و رشته شغلی در 10 کشور امریکا، انگلیس، کانادا، ایتالیا، فرانسه، المان، استرالیا، ژاپن، مکزیک و هلند انجام داده بیشترین مالیاتها را بیزینس های شهر پاریس و بعد از آن شهرهای نپال (ایتالیا)، فرانکفورت و لندن و یوکوهاما (ژاپن) می پردازند. پایین ترین میزان مالیات بیزینسی را شهر سن خوان San Juan در کشور پورتوریکو - از اقمار امریکا- (با یکچهارم پاریس) و بعد از آن بزرگشهرهای مکزیک و امریکا و کانادا می پردازند. شهرهای ملبورن و سیدنی در استرالیا هم بد نیستند. ارزانترین شهر اروپایی برای بیزینس هم شهر منچستر در انگلیس است. معیار این مطالعه: بررسی هزینه های بعد از مالیات ( after-tax ) راه اندازی و ادامه یک بیزنس در طول 10 سال اولش بود. این مطالعه که 10 ماه طول کشیده نشان داده که هزینه های راه اندازی یک بیزینس در کانادا تفریبا 9 درصد ارزانتر از امریکا است چرا که کلا دستمزدها و مزایای شغلی در امریکا حدود 32 کل حقوق و در کانادا حدود 29 درصد است. هزینه های الکتریسیته برای بیزینس های کانادایی هم 22 درصد ارزانتر از امریکا است. هزینه های زمین و ساختمان برای بیزینس های کانادایی هم 8 درصد کمتر از امریکا است. هزینه های تکنولوژی و تلفن و ارتباطات بیسیم برای بیزینس ها هم در کانادا کمتر از امریکا است. نیروی کار متخصص و مایل به کار در کانادا بیشتر از امریکا است. برنامه های ویژه دولت کانادا برای سرمایه گذاری در بیزینس هم مشوق دیگری برای سرمایه داران و مهاجران است. برای کسانیکه مایل به ایجاد بیزینس در کانادا هستند باید گفت که شما در کانادا می توانید به چندین صورت از جمله Sole proprietorship ( تک نفره), partnerships (شریکی با مسئولیت نامحدود یا محدود شرکا)، co-operative ( مالکیت و استفاده های مشترک چند نفره) ، franchise ( استفاده زیر مجموعه ای از حق و امتیازات یک بیزینس بزرگتر)، joint venture ( مشارکت دو یا چند بیزینس در یک پروژه یا بیزینس)، و کورپوریشن corporation ( شرکت سهامی خاص یا عام با مسئولیت محدود شرکا بصورت ایالتی یا فدرال) بیزینس ثبت کنید. اما بهترین نوع برای بیزینس هایی که فروش یا درامد بالا ( بالای مثلا 50 هزار دلار در سال) دارند همانا corporation کورپوریشن است که هم مالیات کمتری می پردازند و هم ریسک و امتیازات زمان ورشکستگی اش بهتر است و بانکها راحتتر به آن وام و کردیت میدهند. کورپوریشن هایی که در یک ایالت بصورت ایالتی ثبت می شوند و قصد فعالیت در سایر ایالتها دارند باید برای هر ایالت جدید یک مجوز extra-provincial licence هم بگیرند. هزینه /کارمزد دولتی اولیه اوراق ثبت کورپوریشن - که ARTICLES OF INCORPORATION نام دارند - ( بصورت ایالتی ) در ایالت انتاریوی کانادا 360$ (بصورت حضوری) و یا 300$ ( بصورت آنلاین/اینترنتی ) است. مقداری هم هزینه های جانبی ( برای مثلا خرید مهر برجسته -SEAL - اوراق سهام معمولی ( Common Shares ) و دفترچه ثبت میتینگها و تصمیمات شرکت( Minute Book ) و غیره ) میشود که کلا کمتر از 200$ است. البته از لحاظ دولت این هزینه های جانبی اجباری نیستند و دولت هنگام ثبت شرکت اینها را از شما نمی خواهد. بیزینس هایی که از بیرون کانادا ( مثلا از ایران) قصد ایجاد یا ادامه بیزینس در کانادا دارند ( یعنی foreign entity ها) دو انتخاب دارند: یا بصورت subsidiary ( ساب سیجری) و یا بصورت branch operation ( برانچ و ایجاد شعبه)...که البته اگر به درستی از روز اول و با مشاوره با یک یا چند وکیل مالیاتی با تجربه ، برنامه ریزی و ایجاد شود میتواند از معافیتهای مالیاتی و استفاده از مزایای ایالتی/فدرالی فراوانی برخوردار شود و کمترین خسارتها و ریسکها را داشته باشد. یکی از مهمترین فاکتورهای ایجاد شعبه یک شرکت خارجی در کانادا همانا موقعیت سکونتی director residency requirements مدیران/شرکای کورپوریشن و شعبه اش در کانادا است. به اینصورت که 25% درصد مدیران اصلی ( Director ) شعبه باید از لحاظ قوانین مالیاتی ساکن کانادا باشند (یعنی بیش از 183 روز در سال - از ژانویه تا دسامبر- ساکن کانادا بوده و محل زندگی و منبع اصلی درامد سالانه شان کانادایی باشد) اما برای شرکت در میتینگهای شعبه لازم نیست که 25% دایرکتورهای شعبه ساکن کانادا باشند و فقط موافقت کتبی یا ایمیلی آنها با تصمیمات آن میتینگ کافی است. اما اگر تعداد دایرکتورهای شعبه کمتر از چهار نفر باشند حداقل یکی از دایرکتورهای حاضر در میتینگهای شعبه باید از لحاظ مالیاتی ساکن کانادا resident Canadian باشد تا تصمیمات آن میتینگ مورد تایید دولتهای ایالتی/فدرال کانادا باشد. این قوانین مخصوصا زمانیکه بین دایرکتورها و شرکای اصلی شعبه مشکل حقوقی/قانونی/مالیاتی بوجود می اید در دادگاهها و یا برای دولت استفاده خواهند شد. و یا مثلا اگر در شروع کار ثبت و راه اندازی شعبه در کانادا انتظار ضرردهی در بیزینس تان دارید معمولا بهتر است که بصورت branch operation آن را در کانادا ثبت کنید چرا که درینصورت این ضررها را میتوانید در آن کشور مادر و اصلی بر علیه سودهای حاصله در آن کشور اصلی استفاده مالیاتی کنید. ضمنا این شعبه برای انجام بیزینس در سایر ایالتهای کانادا باید علاوه بر ثبت دوباره در آن ایالتها ( که بسیار هم ساده و سریع است) باید یک agent for service (نماینده و کارگزار) هم برای هر ایالت به دولت معرفی کند. ولی در هرحال بیزینس مادر و اصلی در بیرون کانادا اگر در کانادا شعبه branch بزند بلافاصله تحت قوانین و جریمه های مالیاتی و حقوقی دولتهای ایالتی/فدرال کانادا قرار میگیرد و باید بسیار هوشیار باشد. بنابراین شاید بهتر باشد که شرکت مادر در بیرون کانادا ابتدا در همان کشور ( مثلا ایران) یک شرکت جداگانه wholly owned subsidiary ثبت کند و بعدا آن subsidiary که در ان کشور است یک شعبه branch را در کانادا ثبت کند . با توجه به قوانین مالیاتی و حقوقی آن کشور مادر، اینجوری آن شرکت اولیه و مادر میتواند برای خودش نوعی حفاظت و مصونیت در مقابل direct liability ( مسئولیت مستقیم) ایجاد کند و حتی شاید هم بتواند (اگر قوانین مالیاتی آن کشور مادر اجازه دهد) ضررهای شعبه کانادیی اش را علیه سودهای آن کشورش استفاده کند و در آن کشور کمتر مالیات بدهد.. منابع برای علاقمندان: http://www.competitivealternatives.com/new/tax.html http://investincanada.gc.ebdata.ca/EconomicData-93_e.asp http://www.infoexport.gc.ca/iei/WorldMap.jsp?lang=en http://www.statcan.ca/english/Pgdb/ http://www.osler.com/resources.aspx?id=7877 | |||||||||||
| |||||||||||